گفتگو با خدا....
خواب دیدم که در خواب با خدا گفتگو می کنم...
خدا گفت: چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟؟؟
- چه چیزی بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا: اینکه، آنها از بودن در دوران کودکی ملول مـی شوند و عجله دارند کـه
زودتر بزرگ شوند اما پس از آن حسرت دوران کودکی را می خورند....
اینکه سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج
حفظ بازگشت سلامتی می کنند.....
اینکه با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود، آنچنان که
دیگر نه در آینده زندگی می کنند نه در حال...
اینکه چنان زندگی میکنند که گویی هرگـز نخواهند مرد و چنان میمیرند کـه
گویی هرگزنبوده اند....
- به عنوان خالق انسانها میخواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
خـدا: یاد بگـیرند که دیگـران را نمیتوان مجبور به دوست داشتن خود کـرد امـا میتوان محبوب دیگران شد...
یاد بگیرنـد که ظـرف چند ثانیه مـی توانیم زخمـی عمـیق در دل کسانـی کـه
دوستشان داریم ایجـاد کنیم و سالها وقت نیاز داریـم تا آن زخـم التیام یابـد...
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند...
یاد بگـیرنـد کسانـی هستند که آنهـا را عمیقا دوسـت دارند امـا بلـد نیستند احساساتشان را ابراز کنند یا نشان دهند..
یاد بگیرند که می شود دونفر به یک موضـوع واحـد نگاه کنند امـا آن را متفاوت
ببینند...
و یاد بگیرند که من اینجا هستم .......همیشه....
"ریتا استریکاند"


